خوشبختي را احساس كنيم

20 رفتار که باید از ثروتمندان یاد بگیریم
نویسنده : ناجح - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٢
 

 

 
ثروتمندان همیشه آدم‌های چاق و راحت طلبی نیستند که پولشان را باد برایشان آورده باشد یا ارث برده باشند. در این نوشتار از ۲۰ عادت رفتاری خوب افراد ثروتمند برایتان میگوییم که بر موفقیت مالی شما تاثیر می‌گذارد. با ما همراه باشید.
 
 ثروتمندان همیشه آدم‌های چاق و راحت طلبی نیستند که پولشان را باد برایشان آورده باشد یا ارث برده باشند. در این نوشتار از ۲۰ عادت رفتاری خوب افراد ثروتمند برایتان میگوییم که بر موفقیت مالی شما تاثیر می‌گذارد. با ما همراه باشید.

عادت های ثروتمندان

۱) ۷۰ درصد ثروتمندان کمتر از ۳۰۰ کیلو کالری فست فود در روز می‌خورند، درحالی‌که ۹۷ درصد از افراد معمولی روزانه بیشتر از این میزان از غذاهای فست فودی استفاده می‌کنند.

۲۰ رفتار که باید از ثروتمندان یاد بگیریم

۲) ۸۰ درصد ثروتمندان روی انجام و تحقق اهداف مشخصی تمرکز می‌کنند، در مقابل تنها ۱۲ درصد از فقرا روی چنین اهدافی تمرکز دارند!

۳) ۷۶ درصد پولدار‌ها چهار بار در هفته ورزش‌های هوازی انجام می‌دهند، درحالی‌که تنها ۲۳ درصد آدم‌های فقیر ورزش می‌کنند.

۴) ۶۳ درصد ثروتمندان در راه سفر یا رفتن به محل کار کتاب‌های صوتی را گوش می‌کنند، در مقابل ۵ درصد آدم‌های فقیر این عادت را دارند.

۵) ۸۱ درصد از افراد ثروتمند دنیا، لیستی دارند از کار‌هایی که قرار است انجام‌شان دهند و در برابر این میزان، ۱۹ درصد از آدم‌های فقیر به این لیست اعتقاد دارند.

۶) ۶۳ درصد از والدین ثروتمند در ماه دو یا چند کتاب برای فرزندان‌شان می‌خوانند، درحالی‌که این درصد نزد والدین دیگر ۳ درصد است.

۷) ۷۰ درصد از والدین ثروتمند در هفته ۱۰ ساعت یا بیشتر فرزندان خود را به انجام امور داوطلبانه خیریه ترغیب می‌کنند، در مقابل ۳ ساعتی که خانواده‌های فقیر برای فرزندان در نظر می‌گیرند.

۲۰ رفتار که باید از ثروتمندان یاد بگیریم

۸) ۸۰ درصد ثروتمندان تماس‌های تلفنی بیشتری برای تبریک مناسبت روز تولد برقرار می‌کنند، در مقابل ۱۱ درصد از مردمان معمولی.

۹) ۶۷ درصد از افراد ثروتمند اهداف خود را یادداشت می‌کنند، در مقابل ۱۷ درصد از مردم فقیر این عادت را دارند.

۱۰) ۸۸ درصد از ثروتمندان، روزانه ۳۰ دقیقه یا بیشتر مطالعه مرتبط با حوزه فعالیت خود دارند، درعوض این میزان نزد آدم‌های فقیر تنها ۲ درصد است.

۱۱) تنها ۶ درصد از ثروتمندان می‌گویند که چه در سرشان می‌گذرد و به چه چیزی فکر می‌کنند، درحالی‌که ۶۹ درصد آدم‌های فقیر می‌گویند در ذهن‌شان چه می‌گذرد.

۱۲) ۷۹ درصد از افراد ثروتمند در ماه حداقل ۵ ساعت از وقت خود را در اینترنت می‌گذرانند، در برابر ۱۶ درصد از آدم‌های فقیر.

۱۳) ۶۷ درصد از آدم‌های پولدار روزانه یک ساعت یا کمتر وقت خود را صرف تماشا کردن تلویزیون می‌کنند، در مقابل ۲۳ درصد از افراد فقیر روزانه زمان زیادی را صرف این تفریح می‌کنند.

۱۴) ۶ درصد از ثروتمندان وقت خود را به دیدن برنامه‌های تلویزیونی و شو‌های تلویزیونی می‌گذرانند، در مقابل ۷۸ درصد از افراد با سطح معیشتی معمولی.

۱۵) ۴۴ درصد از افراد ثروتمند دنیا، سه ساعت پیش از شروع برنامه‌های روزانه خود از خواب برمی‌خیزند و عادت سحرخیزی تنها نزد ۳ درصد از مردم فقیر است.

۲۰ رفتار که باید از ثروتمندان یاد بگیریم

۱۶) ۷۴درصد از آدم‌های ثروتمند عادات روزانه خوب را به فرزندان خود تعلیم می‌دهند و تنها یک درصد از مردمان فقیر این کار را انجام می‌دهند.

۱۷) ۸۴ درصد از مردمان ثروتمند اعتقاد دارند که عادات خوب روزانه موقعیت‌های بیشتری برای آنها خلق می‌کند، در مقابل ۴درصد از مردمان فقیر به این موضوع اعتقاد دارند.

۱۸) ۷۶ درصد ثروتمندان معتقدند که عادات بد، آنها را به موقعیت‌های شکست نزدیک‌تر می‌کند و این تفکر نزد تنها ۹درصد از افراد فقیر است.

۱۹) ۸۶ درصد از مردم طبقه مرفه، مدام در حال تقویت و بهبود موقعیت خود هستند و این رفتار در میان ۵ درصد از مردم فقیر اتفاق می‌افتد.

۲۰) ۸۶ درصد از ثروتمندان عاشقانه مطالعه می‌کنند، درحالی‌که ۲۶ درصد از مردمان فقیر عاشق مطالعه هستند.

۲۰ رفتار که باید از ثروتمندان یاد بگیریم

ثروتمندان معتقدند که برای برداشت، باید ابتدا دانه‌ای کاشت!

آماری که در بالا دیدیم اطلاعات جالبی را درباره سبک زندگی و نوع نگرش ثروتمندان دراختیار ما قرار می‌دهد. در واقع براساس این آمار، ثروتمندان نان اعتقادات و عادات خوب خود را می‌خورند. این عادات و این سبک زندگی دایره موفقیت را تداوم می‌بخشند. عادات رفتاری مثل نوشتن اهداف، لیست کار‌های مهم، مطالعه، ورزش، صرفه‌جویی در زمان، در نظر گرفتن اولویت‌ها و غیره راه رسیدن به موفقیت‌های مالی را هم تسریع می‌کنند.

۲۰ رفتار که باید از ثروتمندان یاد بگیریم

در مقابل رفتار‌های بد و عاداتی مثل مطالعه نکردن، گذراندن وقت به موضوعات بیهوده و حتی عادت به خورد و خوراک نامناسب هیچ کس را به غنی بودن حتی نزدیک هم نمی‌کند. ثروتمندان وقت خود را صرف اموری می‌کنند که به برنامه‌ریزی آنها کمک کند یا آنها را در تحقق اهداف‌شان یاری کند. برای اهداف و برنامه‌ریزی‌های شخصی و روزانه اولویت‌بندی می‌کنند و غیر ‌از آنان‌که ثروت‌های باد آورده نصیب‌شان شده، بقیه برای رسیدن به اهداف خود زحمت می‌کشند

 
 
مولتی میلیاردر "ایرانی" از زندگی اش می گوید
نویسنده : ناجح - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٢
 
 
 
در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی.
 
پارسینه: من احد عظیم‌زاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم.

امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد.

خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال 2بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.


کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا 2هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در 18 سالگی توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض می‌کند) یتیم هیچ‌کس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه‌اش می‌رود دستی به سر و روی بچه‌اش می‌کشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌های جمعه پاهایش را در بغل می‌گیرد و به انتظار می‌نشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد...

در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی.
وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم.

چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم.

 اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.

زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد و کیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم.

به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ.

شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه 100 هزار تومانی من که 80 هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم...

 کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم.

اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گذاشت.

اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم،بسیار.

کمی بعد در بازدید از هتل‌های معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگ‌ترین پروژه هتل کشور شوم. تاکنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است.

سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از طلای 18 عیار است. این هتل 340 واحد مسکونی در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفی‌تئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند هلیکوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی‌ها 9 میلیون دلار (9 میلیارد تومان)‌ است. این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایه‌گذاری یا ذخیره نکرده‌ام....

می‌پرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقیم کار می‌کنند.

من 2 بار برنده تندیس الماس بزرگ‌ترین بیزینس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟

یتیم‌نوازی. افتخار می‌کنم 2 سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو 100 کارآفرین برتر کشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه کنم.

وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال می‌کنم.

در یک مراسمی بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می‌خواست. در این میان دختربچه‌ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است.

 روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم به این یکی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت.

یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است که در خدمت یتیمان هستم.

پول را برای چه می‌خواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.

ما وسیله هستیم. باید بخشید و بی‌منت و زیاد بخشید. این توصیه من به همکارانم است. من از زیر صفر شروع کردم.  توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است...

 
 
۵دلیل که باعث میشود پولدار نشویم
نویسنده : ناجح - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٢
 

۵ دلیل که باعث میشود پولدار نشویم


 
 
۶ راه تضمینی برای سوزاندن سریع چربی شکم
نویسنده : ناجح - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱
 

 
 
چگونه هفته ای یک کیلوگرم از وزنتان را کم کنید
نویسنده : ناجح - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱
 

 
 
رژیم غذایی: چطور در ۷ روز ۸ کیلوگرم لاغر شوید
نویسنده : ناجح - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱
 

 
 
چرا چربی های شکم در آخرین مرحله لاغری آب میشوند؟
نویسنده : ناجح - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱